العلامة المجلسي
512
حياة القلوب ( فارسي )
علمت رقّته عليّ وشوقي اليه » يعنى : « خداوندا ! اگر خطاها وگناهان البتة كهنه كرده است روى مرا نزد تو ، پس بلند نمىكنى از براي من بسوى خود آوازى را ، ومستجاب نمىگردانى از براي من دعائي را ، پس بدرستى كه من سؤال مىكنم از تو به حقّ مرد پير ، يعقوب ، پس رحم كن ضعف أو را وجمع كن ميان من وميان أو ، پس بتحقيق مىدانى رقّت أو را بر من وشوق مرا بسوى أو » . أبو بصير گفت : پس حضرت صادق عليه السّلام گريست وفرمود : من در دعا مىگويم « اللّهمّ ان كانت الخطايا والذّنوب قد اخلقت وجهي عندك فلن ترفع لي إليك صوتا فانّي أسألك بك فليس كمثلك شيء واتوجّه إليك بمحمّد نبيّك نبيّ الرّحمة يا اللّه يا اللّه يا اللّه يا اللّه » . پس حضرت صادق عليه السّلام فرمود : اين دعا را بخوانيد وبسيار بخوانيد كه من بسيار مىخوانم نزد شدّتها وغمهاى عظيم « 1 » . ودر حديث معتبر ديگر فرمود كه : جبرئيل به نزد يوسف عليه السّلام آمد در زندان وگفت : بعد از هر نماز واجب سه نوبت اين دعا را بخوان : « اللّهمّ اجعل لي من أمري فرجا ومخرجا وارزقني من حيث احتسب ومن حيث لا احتسب » « 2 » . وشيخ طوسي رحمه اللّه ذكر كرده است كه : حضرت يوسف عليه السّلام در روز سوم ماه محرّم از زندان خلاص شد « 3 » . وابن بابويه رحمه اللّه به سند معتبر از عبد اللّه بن عباس روايت كرده است كه : چون رسيد به آل يعقوب آنچه به ساير مردم رسيد از تنگى طعام ، يعقوب فرزندان خود را جمع كرد وبه ايشان فرمود : اى فرزندان من ! شنيدهام كه در مصر طعام نيكو مىفروشند ، وصاحبش مرد صالحي است كه مردم را حبس نمىكند وزود روانه مىكند ، پس برويد واز أو طعامي بخريد كه ان شاء اللّه به شما احسان خواهد كرد . پس فرزندان يعقوب تهيهء خود را گرفته وروانه شدند ، چون وارد مصر شدند به خدمت يوسف عليه السّلام رسيدند ، آن حضرت ايشان را
--> ( 1 ) . امالى شيخ صدوق 329 . ( 2 ) . امالى شيخ صدوق 462 . ( 3 ) . مصباح المتهجد 713 .